وبلاگ دختر صورتی

آموزش هنرهای تجسمی                در رشته های :

 

سیاه قلم ............................................10 جلسه ( 30 هزار تومان)

رنگ روغن و اکلریک ........................ 10 جلسه (40 هزار تومان)

تکنیک مدادرنگی ، گواش ، گچ پاستل ،آبرنگ :

10 جلسه(40 هزار تومان)

سبک مدرن.......................................10 جلسه  (50 هزار تومان)

طراحی روی سفال

آموزش تخصصی ترکیب رنگ

آموزش جهت مرحله عملی کنکور هنر

نقاشی کودک با سبکی جدید .................10 جلسه (20 هزار تومان)

 

تمام جلسات دو ساعته می باشند

تخفیف ویژه مخصوص فرهنگیان وکارمندان و آموزش گروهی

 

              شماره تماس...............................................09359317228
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1391ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط نگار  | 

             فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز              

         

سلام به همه اونایی که بادستای مهربونشون لینک وبلاگ منو انتخاب کردن                                                                                     

امروز چند تا سخن دلنشین کورش کبیر رو به عنوان یادگاری براتون گذاشتم

 امیدوارم همون جور که به دل من نشست به دل شما هم بشینه

 

کارتان را آغاز کنید ، توانایی انجامش به دنبال می آید.

دستانی که کمک می کنند ، پاکتر از دستانی اند که روبه آسمان دعا می کنند

آنچه جذاب است سهولت نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مرداد1390ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط نگار  | 

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 از خدا خواستم ...

 

 


من از خدا خواستم که پليدي هاي مرا بزدايد

  خدا گفت : نه

 
  
  آنها براي اين در تو نيستند که من آنها را بزدايم ..بلکه آنها براي اين در تو هستند که تو در برابرشان پايداري کني

 

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد


خدا گفت : نه


  روح تو کامل است . بدن تو موقتي است  

 

من از خدا خواستم به من شکيبائي دهد

  خدا گفت : نه
 


  شکيبائي بر اثر سختي ها به دست مي آيد. شکيبائي دادني نيست بلکه به دست آوردني است


 
من از خدا خواستم تا به من خوشبختي دهد


  خدا گفت : نه  

  من به تو برکت مي دهم
خوشبختي به خودت بستگي دارد


 
من از خدا خواستم تا از درد ها
آزادم سازد


  خدا گفت : نه

  درد و رنج تو را از اين جهان دور کرده و به من نزديک تر مي سازد



من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد


  خدا گفت : نه

 

  تو خودت بايد رشد کني ولي من تو را مي پيرايم تا ميوه دهي


 
من از خدا خواستم به من چيزهائي دهد تا از زندگي خوشم بيايد


  خدا گفت : نه


  من به تو زندگي مي بخشم تا تو از همۀ آن چيزها لذت ببري


 
من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا ديگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم


    خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتي 
    امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده


باشد که خداوند تو را برکت دهد...


 
داوري نکن تا داوري نشوي . آنچه را رخ مي دهد درک کن و بدان که برکت خواهي يافت

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

انم یه شعر یا معر دیگه از من

 این کیست که درآینه بر من پیداست
گه شاد است
                   گه غمگین
راست می گوید نه دروغ
دردل هیچ ترسی ندارد از من
زشتم ؟ می گوید
                   زیبایم؟ می خندد
وای چقدر او زیباست. نه که در صورت و رو      کاش دوستی داشتم مثل او  در کنارم  نه که رو

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

میگن فلانی یا فلان جا انرژی مثبت میده بخون باحاله

 

 تو  انرژی مثبت میدی یا منفی


تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.
دوست مون انرژی!
شغل مون انرژی!
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!

دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"!

قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.

بیا ادامه مطلب تا بهتر بفهمی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

سلام به همه دخترای گل من یه مژده براتون دارم 

                                                                چیه ؟

اونایی که کنکورین من براتون برانامه ریزی رایگان میکنم  بخصوص اگه رشته علوم انسانی باشید .

به ادامه مطلب بیاید تا یک نمونه برنامه ساعت ( زمان بندی ) رو ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

شعر یا به قولی معری از من

 

کرانه های آسمان دلم را سپیده دم نقره فام کرد.

دوباره دیدمش که آهسته به دیدارم میآمد.

نگاههایمان با یکدیگر حرف میزدند:

-آمدی دوباره به سوی من ، چه دیر از تولدم

-آمدم دوباره، آمدم تا آخرین وداع

بادی وزیدن گرفت در تن خسته ام دمید

-مرا به کحا می بری؟

-به دیدار دوستی آشنا !         

-مرا دوستی نیست در زمین!

-او در آسمانهاست بیا!

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 2:24 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

عکس هفته 1

این عکسو پسر عمه ام انداخته .قلبی که می بینید یه سنگه که طبیعی طبیعی اینجوری بوده با دوربین گوشیه بدون فتوشاپ!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت 6:10 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

تا آخر بخون بعد ..........

یه قصه ی قدیمی بلدم که شاید دخترای هم نسل من نشنیده باشن .

از خدا بیامرز مادربزرگم که وقتی برام تعریف میکرد میگفت :"این یه قصه ی کهن از سرزمین آذربایجانه

برای خوندن این قصه ی عبرت آموز به ادامه ی مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت 2:57 قبل از ظهر  توسط نگار  | 

خدا از نگاه ملاصدرا


خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط نگار  |